(بشنوید) خاطره وحشتناک لیلا بلوکات از کرونا

به گزارش گیلاسفا، لیلا بلوکات که چند روز پیش ابتلای خود به بیماری کرونا را رسانه ای کرده بود، حالا از تجربه وحشتناکش صحبت کرده است.

(بشنوید) خاطره وحشتناک لیلا بلوکات از کرونا

لیلا بلوکات بازیگران سینما و تلویزیون یکی از هزاران تنی است که تا اینجای کار به بیماری کووید 19 مبتلا شده اند. او پس از بیمار شدن از مردم درخواست کرد که ویروس بسیار مسری کرونا را جدی بگیرند: بیماری کرونا را دست کم نگیرید. عاجزانه می خواهم که رعایت کنید.

او حالا در گفتگویی جدید با رادیو تهران درباره تجربه وحشتناکش در روزهای مبارزه با بیماری صحبت کرده است. بلوکات می گوید: تا آخرین لحظه به خودم می گفتم که امکان ندارد کرونا باشد، حتما سرماخوردگی است. روزی که زنگ زدند و به من گفتند که کرونای شما مثبت است، باورم نمی شد، اما نترسیدم. زمانی ترسیدم که بینایی ام را از دست دادم. من هنوز هم حالم خیلی مطلوب نیست.

بلوکات در حالی که صرفه می کرد گفت: یک هفته بود که بیمار بودم اما خبر را عمومی نکردم. زیر نظر دکتر بودم در خانه. اول فکر می کردم نباید اطلاع دهم. یک روز آنقدر سرفه کردم که ناگهان دیدم دیگر نمی بینم و جلوی چشمم تار است. آنجا بود که ترسیدم و به گریه افتادم. به خودم می گفتم که امشب را به صبح نمی رسانم. اما بعد از حدود دو ساعت آرام آرام بینایی ام برگشت. در آن دو ساعت جهنم را از سر گذراندم.

لیلا بلوکات که چند روز پیش ابتلای خود به بیماری کرونا را رسانه ای کرده بود، حالا از تجربه وحشتناکش صحبت کرده است.

لیلا بلوکات بازیگران سینما و تلویزیون یکی از هزاران تنی است که تا اینجای کار به بیماری کووید 19 مبتلا شده اند. او پس از بیمار شدن از مردم درخواست کرد که ویروس بسیار مسری کرونا را جدی بگیرند: بیماری کرونا را دست کم نگیرید. عاجزانه می خواهم که رعایت کنید.

او حالا در گفتگویی جدید با رادیو تهران درباره تجربه وحشتناکش در روزهای مبارزه با بیماری صحبت کرده است. بلوکات می گوید: تا آخرین لحظه به خودم می گفتم که امکان ندارد کرونا باشد، حتما سرماخوردگی است. روزی که زنگ زدند و به من گفتند که کرونای شما مثبت است، باورم نمی شد، اما نترسیدم. زمانی ترسیدم که بینایی ام را از دست دادم. من هنوز هم حالم خیلی مطلوب نیست.

بلوکات در حالی که صرفه می کرد گفت: یک هفته بود که بیمار بودم اما خبر را عمومی نکردم. زیر نظر دکتر بودم در خانه. اول فکر می کردم نباید اطلاع دهم. یک روز آنقدر سرفه کردم که ناگهان دیدم دیگر نمی بینم و جلوی چشمم تار است. آنجا بود که ترسیدم و به گریه افتادم. به خودم می گفتم که امشب را به صبح نمی رسانم. اما بعد از حدود دو ساعت آرام آرام بینایی ام برگشت. در آن دو ساعت جهنم را از سر گذراندم.

منبع: فرارو
انتشار: 6 شهریور 1399 بروزرسانی: 3 مهر 1399 گردآورنده: gilasfa.ir شناسه مطلب: 86

به "(بشنوید) خاطره وحشتناک لیلا بلوکات از کرونا" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "(بشنوید) خاطره وحشتناک لیلا بلوکات از کرونا"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید